السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

6

تفسير الميزان ( فارسي )

كه همنشينان شيطان و از اولياى اويند - را تذكر مىدهد . اين سوره بدون هيچ شكى در مكه نازل شده ، زيرا هم عده اى از مفسرين « 1 » مكى بودن آن را مورد اتفاق دانسته و هم مضامين آياتش بر اين معنا دلالت دارد . * ( « كهيعص » . ) * در سابق در تفسير آيه اول سوره اعراف گفتيم كه : اين سوره ها از قرآن كريم كه حروف مقطعه بر سر آنها آمده خالى از ارتباطى در ميان مضامين آنها با آن حروف نيست ، پس حروفى كه مشترك ميان چند سوره است كشف مىكند از اينكه مضامين آنها نيز مشترك است . مؤيد اين معنا مناسبت و همجنسىاى است كه ميان اين سوره و سوره « ص » به چشم مىخورد ، چون آن سوره نيز داستان انبياء را آورده ، و به زودى - ان شاء اللَّه - بحث جامعى در باره حروف مقطعه قرآن و ارتباطى كه هر يك با مطالب سوره خود دارند ايراد نموده ، از نظر خواننده مىگذرانيم ، و در آنجا نيز اين بحث را مطرح مىكنيم كه سوره هايى كه حروف مقطعه مشترك دارند مطالبشان نيز مشترك است ، مانند سوره مورد بحث با سوره « يس » كه در هر دو حرف « ياء » وجود دارد . و باز مانند اين سوره و سوره شورى كه در هر دو حرف « ع » وجود دارد . * ( « ذِكْرُ رَحْمَتِ رَبِّكَ عَبْدَه زَكَرِيَّا » . ) * ظاهر سياق اين است كه كلمه « ذكر » خبرى است براى مبتدايى محذوف ، و مصدرى است در معناى مفعول ، و برگشت معنا از نظر تقدير به اين است كه « اين خبر رحمت مذكور پروردگار تو است » . و مراد از رحمت ، استجابت دعاى زكريا به وسيله خداى سبحان است كه تفصيل آن از جمله * ( « إِذْ نادى رَبَّه » ) * شروع شده . * ( « إِذْ نادى رَبَّه نِداءً خَفِيًّا » ) * . ظرف « اذ » متعلق است به جمله « رَحْمَةِ رَبِّكَ » و كلمه « نداء » و همچنين « مناداة » به معناى صدا زدن به آواز بلند است ، در مقابل « مناجات » كه به معناى آهسته صدا زدن است . خواهى گفت : اگر نداء به اين معنا است پس چرا خداى تعالى آن را با وصف « خفى » توصيف كرد ؟ مىگوييم منافاتى ندارد ، زيرا ممكن است همين دعوت با صداى بلند در جايى صورت گيرد كه احدى آن را نشنود ، مانند بيابان و امثال آن ، هم چنان كه جمله * ( « فَخَرَجَ عَلى قَوْمِه مِنَ الْمِحْرابِ » ) * هم اشعارى به اين معنا دارد .

--> ( 1 ) مجمع البيان ، ج 6 ، ص 500 .